X
تبلیغات
ساختمان - پروژه متره و برآورد

ساختمان

پروژه متره و برآورد

بسمه تعالی

 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان

موضوع :پروژه متره و برآورد

استاد: مهندس سجادی

گردآورندگان:

 

1-             سید م حسینی شماره دانشجویی ----------------

 

1-             علی ش ---------------------

 

 

www.saxt-man.blogfa.com

تابستان 1388

 

مقدمه

پس از بازديد محل و ريشه كني، اولين قدم در ساختن يك ساختمان پياده كردن نقشه مي باشد. منظور از پياده كردن نقشه يعني انتقال نقشه ساختمان از روي كاغذ به روي زمين با ابعاد اصلي (يك به يك) بطوريكه محل دقيق پي ها و ستونها و ديوارها و زيرزمينها و عرض پي ها روي زمين به خوبي مشخص باشد و همزمان با ريشه كني و بازديد محل بايد قسمتهاي مختلف نقشه ساختمان مخصوصاً نقشه پي كني كاملاً مورد مطالعه قرار گرفته بطوري كه در هيچ قسمت ، نقطه ابهامي باقي نماند و بعداً اقدام به پياده كردن نقشه بشود. بايد سعي شود حتماً در موقع پياده كردن نقشه از نقشه پي كني استفاده گردد. براي پياده كردن نقشه ساختمانهاي معمولي و كوچك از متر و ريسمان بنائي كه به آن ريسمان كار هم مي گويند استفاده گردد.

بعد از اتمام كار پياده كردن نقشه و قبل از اقدام به گودبرداري يا پي كني بايد حتماً مجدداً اندازه هاي نقشه پياده شده را كنترل نمائيم تا حتي المقدور از وقوع اشتباهات احتمالي جلوگيري شود. بطور كلي بايد هميشه توجه داشت كه پياده كردن نقشه يكي از حساس ترين و مهم ترين قسمت اجرا يك طرح بوده و كوچكترين اشتباه در آن موجب خسارتهاي فراوان مي شود.

براي جلوگيري از نفوذ رطوبت به كف اطاقها و سالنها ، روي زمين كوبيده شده ، به ضخامت حداقل 15 سانتي متر سنگهاي درشت با قطر تقريبي 5 سانتي متر مي ريزند. اين لايه با توجه به فضاي خالي بين سنگها ، مانع صعود نم به طبقات بالاتر مي گردد. درشتي دانه هاي بلوكاژ هر چه بالاتر مي آيد كوچكتر مي شود به طوريكه در آخرين لايه درشتي دانه ها در حدود يك ميليمتر مي باشد.

بتن مگر كه به آن بتن لاغر يا بتن كم سيمان هم مي گويند اولين قشر پي سازي مي باشد ، مقدار سيمان در بتن مگر در حدود 100 الي 150 كيلوگرم در متر مكعب است. بتن مگر اغلب به دو دليل زير مورد استفاده قرار مي گيرد :

الف) براي جلوگيري از تماس مستقيم بتن اصلي پي با خاك

ب) براي رگلاژ كف پي و ايجاد سطح صافي براي ادامه پي سازي

ضخامت بتن مگر در حدود 10 سانتي متر مي باشد و معمولاً قالب بندي (چوبي يا آجري) از روي بتن مگر شروع مي شود.

بعد از انجام عمليات خاكبرداري پي ها ، سطح حاصله را تراز مي نمائيم و بعد از مشخص نمودن رقوم ارتفاعي به ضخامت 5 الي 10 سانتي متر بتن مگر مي ريزيم . براي اين كار مي توان در نقاط مختلف در محل ستونها ، ميلگردها و ارتفاع بتن مگر را با استفاده از دوربين نقشه برداري يا ريسمان كار و شلنگ تراز مشخص نمود. بعد از اجراي بتن مگر و خشك شدن نسبي به صورتيكه بتوان بر سطح آن ، عمليات بعدي را انجام داد، كار قالب بندي را شروع مي كنيم . براي قالب بندي مي توان از 3 نوع قالب : آجري ، چوبي و فلزي استفاده نمود. بدليل راحتي اجرا و اقتصادي بودن قالبهاي آجري در ساختمانهاي معمولي ، معمولاً از قالب بندي آجري استفاده مي شود. اما نقطه ضعف اين قالب بندي آن است كه ممكن است قالب بندي آجري ، آب بتن را جذب نموده و عمل هيدراتاسيون آن را مختل نمايد. براي جلوگيري از اين كار روش منطقي آن است كه قسمت هاي داخلي پي ها را با نايلون يا پلاستر كم عيار سيمان پوشانيد.

روش ديگر آن است كه قالب بندي را قدري بزرگتر از بتن فنداسيون اجرا نمود. بعضي ها به اشتباه براي مقابله با اين نقطه ضعف قالبهاي آاجري ، بلافاصله قبل از شروع بتن ريزي ، نسبت به آبپاشي ديوارهاي قالب بندي اقدام مي نمايند. با توجه به اينكه تخليه آب جمع شده در داخل پي به علت وجود آرماتورها بسيار مشكل مي باشد ، از اين رو جمع شدن آب در كف پي باعث ايجاد نقطه ضعف و افت مقاومت در كف پي مي نمايد.

اصولاً بتن نيز مانند ساير مصالح ساختماني در مقابل نيروي كششي ضعيف بوده و در محل تارهاي كششي تركهايي در آن ايجاد مي شود لذا براي جلوگيري از تركيدن بتن ، در محل تارهاي كششي ميله گردهاي فولادي قرار مي دهند. تارهاي كششي در كف پي بوده و ميله گردها را در دو جهت به صورت مشبك ( در حدود 5 سانتي متر بالاتر از كف) روي بتن مگر قرار مي دهند. در بعضي موارد بعلت كنترل بار زير ستون و كنترل برش در پي ها ، علاوه بر مش هاي كف از آرماتورهاي فوقاني يا آرماتورهاي سبدي استفاده مي شود.

آرماتورهاي شبكه اي (مش) را كه از قبل به اندازه متناسب (در حدود 5 سانتي متر كوچكتر از ابعاد پي ها و 5/2 سانتي متر از هر طرف ) بافته شده است در كف پي قرار داده و زير آن را با تكه هاي كوچك شن يا تكه هاي بتن قدري بالاتر از كف پي قرار مي دهند به طوري كه در موقع بتن ريزي اين شبكه كاملاً در بتن غرق بشود و يا مي توان ابتدا در حدود 5 سانتي متر در كف پي بتن ريخت و بعد اين آرماتورها را روي آن قرار داده و بتن ريزي را تا ضخامت تعيين شده در نقشه ادامه داد ولي اين كار هميشه ممكن نيست زيرا اغلب مواقع وجود شبكه هاي شناژ مانع اين كار مي گردد ، محل برخورد آرماتورهاي چپ و راست را بايد با مفتولهاي غير فنري 3 يا 4 به يكديگر متصل نمود. بايد توجه داشت كه سر كليه آرماتورها به صورت چنگك خم شده و يا به صورت گونيا گردانيده شود. بايد توجه داشت كه كليه برخورد
ميله گردهاي چپ و راست با مفتول بسته شود.

پس از آنكه قالب بندي انجام شد و شبكه هاي زير ستون ها را در داخل پي ها قرار دادند قبل از بتن ريزي ، پي ريزي ها را بوسيله حداقل 4 ميله گرد كه تعداد و نمره آن بوسيله محاسبه تعيين مي گردد به همديگر وصل مي نمايند اين ميله گردها بايد به وسيله ميله گردهاي عرضي كه به آن خاموت مي گويند بهمديگر متصل باشد. قطر ميله گردهاي عرضي و فاصله آنها بوسيله محاسبه تعيين مي شود. خاموتها بايد حتماً به خم غير 90 درجه ختم شوند بهتر است اين خم در قسمت فشاري قطعه بتن قرار بگيرد اين قفسه هاي شناژ بايد حداقل تا يك چهارم بعد پي به داخل آن ادامه پيدا كند. بعضي از مهندسين محاسب ترجيح ميدهند كه اين قفسه شناژ سراسر پي را طي نموده و از طرف ديگر آن ادامه پيدا كند در اين صورت اين قفسه ها بايد يكديگر را قطع نمايند . آرماتور گذاري و بتن ريزي اين شناژها كاملاً مانند شناژ ديوار آجري مي باشد . در موقع بتن ريزي چنانكه ممكن باشد بهتر است كليه بتن پي ها و شناژهاي
متصل كننده يكجا ريخته شود. اينكار با وجود ماشينهاي حمل بتن كه در ايران فراوان يافت مي شود امكان دارد ولي چنانچه ريختن بتن كليه قسمتهاي پي در يك روز ممكن نباشد بهتر است بتن ريزي را در محل يك پنج شناژها ( محور تا محور) متوقف كرد چنانچه در موقع متوقف كردن بتن ريزي چند عدد ميلگرد كمكي 2 تا 3 عدد را با همان نمره آرماتورهاي شناژ داخل بتن قرار داده به طوري كه تقريباً نصف طول آن در بتن روز بعد قرار گيرد بهتر است. براي نصب صفحات زير ستون به روش زير عمل مي كنيم :

با استفاده از بولت ها و مهره هايي ، بيس پليت در محل خود فيكس مي گردد. روش كار به اين شكل است كه بعد از جايگذاري آرماتورها ، صفحات زير ستون به همراه بولت در محل آكس پي ها (معمولاً صفحات زير ستون در آكس پي قرار مي گيرند. مگر در حالتي كه بعلت شرايط خاص ، صفحات زير ستون به پي خروج از مركزيت داشته باشند) در محل خود قرار مي گيرند.

براي اينكه در هنگام بتن ريزي بولت ها از موقعيت خود جابجا نشوند ، لازم است به شكل مناسب آنها را با آرماتورهاي كف پي ، متصل نمود. اين كار مي تواند با جوش يا سيم آرماتوربندي انجام شود. در مواردي بعضي از معماران براي فيكس نمودن بولت ها از بتن استفاده مي نمايند ودر حالتي ممكن است به علت بار زياد ستونها براي كنترل برش ، ارتفاع پي از حد متعارف بالا رود (5/1 ـ 1 متر) در اين حالت ارتباط آرماتورها به كف پي به بولت ها وجود نخواهد داشت. لذا در اين شرايط با استفاده از خركهايي ، بولت ها را مهار مي نمائيم.

به خاطر آنكه امتداد بولت ها با سوراخ هاي بيس پليت مطابقت داشته باشند ، حتماً بايستي در جايگذاري بولت از شابلون با صفحه زير ستون استفاده نمود بعد از نصب صفحات زير ستون با روش توضيح داده شده ، كار بتن ريزي پي آغاز مي شود.

 

تعيين اسلامپ :

قالب را مرطوب كرده و آن را روي يك سطح تخت ، مرطوب و نفوذ ناپذير قرار دهيد. با ايستادن روي جاي پا ، قالب را هنگام پر كردن محكم سرجايش نگهداريد . نمونه اي از بتن تازه در قالبي به شكل مخروط ناقص ريخته مي شود ودر سه لايه كه هر كدام 3/1 حجم قالب مي باشند پر مي شود و توسط يك ميله متراكم مي گردد . هر لايه با 25 ضربه ميله مخصوص كوبيده و ضربه هايي كه زده مي شود بايستي يكنواخت باشند . براي لايه زيرين لازم است ميله را كمي كج كرده و تقريباً نصف ضربه ها را در نزديكي محيط بزنيد و سپس بقيه ضربه ها به صورت قائم و در مسيري مارپيچ به سمت مركز ، ادامه داده شوند . ضربه هاي لايه زيرين بايد طوري باشد كه ميله در تمام عمق لايه نفوذ نمايد. لايه دوم و لايه بالايي را نيز طوري بزنيد كه ميله در تمام عمق لايه نفوذ نمايد . بنابراين در هر ضربه ميله مقداري هم به لايه زيرين نفوذ مي كند . در هنگام پر كردن لايه بالايي و قبل از آغاز ضربه ها ، آنقدر بتن به داخل قالب بريزيد تا به صورت برآمده از قالب بيرون بزند . اگر ضربه زدن باعث شد كه سطح بتن از بالاي قالب پائين تر بيايد ، مقداري بتن اضافه نمائيد، سپس قالب بالا آورده (بطور قائم) مي شود و بتن نشست مي كند. فاصله بين وضعيت اوليه و وضعيت تغيير شكل يافته بتن در مركز سطح بالايي آن اندازه گرفته مي شود و به عنوان اسلامپ بتن گزارش مي شود.

قبل از بتن ريزي بايد كليه آرماتورها با نقشه كنترل شود، مخصوصاً دقت شود كه آرماتورها به همديگر با سيم آرماتوربندي بسته شده باشد و اگر جائي فراموش شده باشد مجدداً بسته شود، فاصله آرماتورها بايستي يكنواخت باشد و محل بتن ريزي عاري از خاك و مواد زائد باشد، اگر بين اتمام كار آرماتوربندي و بتن ريزي چند روز فاصله باشد حتماً مي بايد محل كار با دقت بيشتري بازديد شود. كليه قسمتهاي قالب بندي بايد با دقت بازديد شود زيرا همانطور كه مي دانيم تا چند روز كليه وزن بتن و آرماتورهاي آن را همين قالب تحمل خواهد نمود و اگر نقطه ضعفي در آن باشد كه نتواند بتن را تحمل نمايد ودر موقع بتن ريزي شكسته و فرو ريزد ضرر مالي بزرگي به كار وارد خواهد شد زيرا در روز بتن ريزي كه رفت و آمد روي قالب زياد بوده و هر كس به كاري مشغول مي باشد ، مشكل بتوان اقدام به تعمير كفراژ نمود. در تمام روز بتن ريزي حتماً بايد يك نفر كارگر با تجربه مدام قالب ها را كنترل نموده و اثرات اضافه شدن وزن را روي آنها در نظر داشته باشد ودر موقع بروز خطر فوري افراد ديگر را مطلع نمايد.

در موقع بتن ريزي بايد از رفت و آمد زياد روي آرماتورها جلوگيري نمود زيرا در اين صورت در اثر وزن كارگران در آرماتورها انحناي موضعي بوجود خواهد آمد. بهتر است از قسمت جلو ( آنطرف كه به مركز تهيه بتن نزديك تر مي باشد) شروع به بتن ريزي نمود زيرا در اين صورت رفت و آمد كارگران از روي آرماتورها به حداقل خواهد رسيد در اين صورت براي آنكه پاي كارگران در بتن تازه ريخته شده فرو نرود بايد در مسير عبور و مرور كارگران از تخته هاي زير پا استفاده شود. بايد مطمئن شويم كه بتن تمام گوشه هاي قالب را پر نموده و كرمو نمي باشد . ( ويبره زدن كه توضيح داده خواهد شد) . بايستي حمل بتن به صورتي انجام گيرد تا اجزا آن از همديگر جدا نشوند . در موقعي كه بتن بايد به راههاي دور حمل گردد بايد حتماً از ماشينهايي كه داراي منبع گردان مي باشد استفاده نمود. در مواقعي كه مشاهده
مي كنيم اجزا بتن در اثر حمل و نقل از يكديگر جدا شده است بايد آن را اصلاح نمود و يا از مصرف آن خودداري نمائيم . تا آنچه كه ممكن است بهتر است كه بتن ريزي بدون  وقفه انجام گيرد. بطوريكه در موقع سخت شدن يكپارچه باشد ولي نظر به اينكه هميشه ممكن نيست و گاهي مجبور هستيم كه بتن ريزي را تعطيل نموده و كار را در روز بعد شروع كنيم در چنين مواقعي مي بايد محل قطع بتن حتماً با نظر مهندس كارگاه انجام شود زيرا محل قطع بتن بايد در جائي باشد كه نيروهاي وارده صفر بوده و يا حداقل باشد در مواقع قطع بتن ريزي بايد چند عدد فولاد كمكي در مقطع گذاشته شود بطوريكه نصف طول اين ميله گردها در بتن روز بعد قرار گيرد. روز بعد بايد سطح قطع شده كاملاً با آب شسته شده و از گرد و خاك و مواد اضافي پاك گردد آنگاه بايد با قدري دوغاب سيمان خالص ، محل را اندود نموده آنگاه
 بتن ريزي جديد را شروع نمود، بهتر است حتي المقدور از مصرف چسب و هر گونه مواد ديگر در بتن خودداري گردد. فرو ريختن بتن از لابلاي آرماتورها مجاز نيست زيرا ممكن است باعث جدا شدن مواد متشكله بتن گردد.

 

ويبره كردن بتن :

ويبراتور دستگاهي است كه به شلنگ بلندي ختم شده و اين شلنگ بوسيله موتور برقي و يا بنزيني مرتعش مي شود كه با قرار دادن شلنگ در داخل بتن آن را مرتعش نموده و باعث هدايت آن به تمام گوشه هاي قالب مي شوند. بايد متوجه بود كه ويبره كردن بتن بيش از اندازه باعث مي شود كه دانه هاي ريزتر و دوغاب سيمان بالا آمده و دانه هاي درشت تر به ته قالب هدايت بشود كه اين خود باعث مجزا شدن اجزا بتن گرديده و موجب ضعف قطعه ريخته شده خواهد شد بهتر است كه در ضمن ويبره كردن بتن بوسيله ضربه زدن به بدنه قالب و كوبيدن خود بتن آن را به خوبي متراكم نموده و نقاط تجمع هوا و فضاهاي خالي را بخوبي پر نمائيم . در موقع ويبره كردن بتن ، شلنگ ويبراتور بايد حتي المقدور در وضع قائم نگه داشته شود ودر امتداد محورش جابجا گرديده و خيلي آرام در حال كاركردن از بتن بيرون كشيده شود. اگر بتن را ويبره مي نمائيم بايد زماني كه شلنگ ويبراتور داخل بتن قرار گيرد به دفعات بوده و هر بار از يك دقيقه تجاوز نكند و بعد از يك دقيقه بايد آن را در بتن جابجا نمائيم.

بعد از اتمام بتن ريزي لازم است به مدت يك هفته با عمل آوري سريع بتن از بارگذاري روي آن خودداري ، اما با توجه به اينكه بارهاي اعمال شده به پي بصورت تدريجي خواهد بود ، مي توان بعد از زمان فوق به اجرا و ادامه عمليات اجرايي مبادرت نمود. سيمان موجود در بتن ريخته شده در مجاورت رطوبت بايد سخت شده و دانه هاي سنگي موجود در مخلوط را به همديگر چسبانيده و مقاومت بتن به حداكثر برساند بدين لحاظ مي بايد از خشك شدن سريع بتن جلوگيري نموده و آنرا از تابش شديد آفتاب و وزش بادهاي تند محفوظ نگه داشت و سطح آن را حداقل تا هفت روز مرطوب نمود. اين مدت براي بتن زودگير سه روز است . براي اينكار بهتر است كه روي بتن تازه ريخته شده را با گوني يا كاغذ پوشانيده و اين پوشش  را مرطوب نگه داريم بهتر است بعد از 3 الي 4 ساعت بعد از بتن ريزي شروع به آب دادن روي آن بنمائيم زيرا در غير اينصورت سطح آن ترك خورده و موجب نفوذ هوا به داخل بتن شده و آرماتور بكار رفته در بتن در معرض خورندگي واقع گرديده و موجب ضعف قطعه خواهد شد. بتن تازه ريخته شده نبايد در معرض بارانهاي تند قرار گيرد زيرا باران دوغاب سيمان و مصالح ريز دانه را شسته و سنگهاي درشت را نمايان خواهد نمود. در موقع بارندگي بهتر است بتن ريزي متوقف شده و بتن ريخته شده را از آسيب باران محفوظ نمود و بالاخره بعد از گيرش بتن مي توان كار تراز نهايي صفحات زير ستونها را انجام داده و با سفت نمودن مهره هاي بولتها ، صفحات زير ستونها را بر روي پي فيكس نمود. دقت شود تمام صفحات و ستونها نسبت به هم تراز باشند.

 

 

قسمت هاي مختلف ستون :

· قسمت هاي اصلي ستون :

پروفيلي است كه بارهاي فشاري را تحمل مي نمايد . براي ساختن مي توان از پروفيلهاي مختلف استفاده نمود. براي ساختن ستونها با استفاده از پروفيلها بايد دقت كافي به عمل آورد تا ستونها كاملاً مستقيم و راست ساخته شود زيرا كوچكترين انحناي ستون ممكن است بعد از بارگذاري منجر به كمانش ستون گشته ودر نتيجه باعث تخريب ساختمان شود. در موقع ستون سازي به دو علت ممكن است انحنا در آن ايجاد شود. اول آنكه امكان دارد تيرآهنهاي مورد استفاده براي ساختن ستون در اثر حمل و نقل داراي پيچيدگي باشد و دوم آنكه ممكن است در اثر جوشكاري غير فني و نادرست در ستون پيچيدگي ايجاد بشود.

 

        ·          تسمه هاي اتصال :

ستونها ممكن است از دو عدد تيرآهن I شكل و يا دو عدد ناوداني و يا چهار عدد نبشي و غيره تشكيل شده باشد كه اين پروفيلها مي بايد به يكديگر متصل شود.

معمولاً اين پروفيلها را بوسيله تسمه به همديگر متصل مي نمايند ابعاد اين تسمه ها بوسيله محاسبه تعيين مي گردد ولي اغلب براي ساختمانهاي معمولي از تسمه هائي به ابعاد تقريبي 1×10×200 استفاده مي گردد طول تسمه معمولاً به اندازه پشت تا پشت ستون مي باشد (قدري كمتر براي جوشكاري) تسمه ها را در ايران معمولاً به طور موازي با يكديگر جوش مي دهند و فاصله آنها از يكديگر در حدود 40 سانتي متر مي باشد ( محور تا محور) ولي گاهي طبق محاسبه مجبور مي شوند تسمه ها را با زاويه 45 درجه و يا 30 درجه جوش بدهند.

 

· صفحه هاي تقويتي :

گاهي ممكن است ستون انتخاب شده از لحاظ شماره تيرآهن براي كليه طبقات مناسب بوده و فقط براي يك يا دو طبقه پايين كه بار بيشتري را تحمل مي نمايد ضعيف باشد در اين صورت ممكن است مهندس محاسب براي تقويت ستون ، ورقهاي تقويتي سراسري پيشنهاد نمايد در اينصورت ديگر براي اتصال ستون در اين قسمت از تسمه استفاده نمي گردد . جوشكاري ورقهاي تقويتي بايد به طور كافي و با بعد معين باشد تا نقطه ضعفي از اين نظر ايجاد نشود.

اتصال ستون به صفحه زير ستون : ابتدا يادآوري مي گردد كه صفحه زير ستون قبلاً كاملاً تراز ودر يك سطح كار گذاشته شده است اكنون متذكر مي گردد سطح انتهائي ستون يعني محل اتصال آن به صفحه زير ستون بايد كاملاً مستوي بوده به طوريكه در موقع قرار دادن آن روي صفحه تمام نقاط در تماس باشد. آنگاه ستون را بلند كرده و در محل خود قرار مي دهند لازم به يادآوري است كه ستون را اغلب بوسيله جرثقيل بلند مي كنند در كارهاي كوچك مي توان ستون را بوسيله دكل بلند نمود.

آنگاه ستون را با دوربين و يا شاقول معمولي بنائي شاقول نموده و دور تا دور آنرا به صفحه زير ستون جوش مي دهند آنگاه براي تكميل كار ، ستون را بوسيله چهار عدد نبشي 10 يا 12 و يا بزرگتر به صفحه جوش مي دهند ابعاد اين نبشي ها طبق محاسبه تعيين مي گردد.

در موقع جوشكاري پاي ستون به صفحه زير ستون بايد توجه نمود چنانچه بعد جوش زياد باشد مانع چسبيدن نبشي هاي اتصال به ستون و صفحه زير ستون خواهد شد. بايد دقت شود كه اين جوشكاري فقط درزما بين پاي ستون و صفحه زير ستون را پر نمايد و از آن خارج نشود. چنانچه اين دقت ممكن نباشد بهتر است از اين جوشكاري صرف نظر گردد . در بعضي ستونها كه داراي خارج از محوري شديد مي باشد بجاي نبشي از صفحات مستطيل شكل كه طول آن بيشتر از پشت تا پشت ستون است استفاده مي گردد و بدينوسيله نبشي هاي اتصال را با ابعاد بزرگتر بوسيله صفحه در محل مي سازد و بوسيله چند عدد صفحه لچكي كه بين دو بال نبشي قرار مي دهند سيستم قابل اطمينان در مقابل ممانهاي وارده ايجاد مي نمايند . عرض و طول كلي اين اتصالات نبايد از روي صفحه زير ستون تجاوز نمايد.

 

· جوش :

متداولترين وسيله اتصال دهنده قطعات فلزي به يكديگر در ايران جوشكاري مي باشد كه معمولاً از دستگاههاي جوش برقي استفاده مي گردد . اين دستگاه ممكن است مستقيماً با برق شهر كار كند و يا خود بوسيله موتوري توليد برق نموده و عمل جوشكاري را انجام دهد به اين نوع اخير دستگاه جوش سيار گفته مي شود. براي جوشكاري در ساختمانهاي فلزي دستگاهي كه مستقيماً به برق شهر وصل مي شود به هيچ وجه پيشنهاد نمي گردد و بهتر است از دستگاههاي جوش سيار استفاده شود بهرحال اسكلت فلزي بهتر با برق متوالي جوشكاري شود.

در بعضي از ساختمانهاي فلزي قطعات بوسيله پيچ و مهره يا ميخ پرچ به يكديگر متصل مي گردند . قطر پيچها و اندازه مهره ها و همچنين فاصله سوراخها از يكديگر و تعداد آنها كاملاً بوسيله محاسبه تعيين مي گردد و روي نقشه هاي محاسباتي قيد شده است ولي اتصال قطعات به وسيله پرچ به علت اشكالات زياد و سختي كار ، رفته رفته منسوخ شده است و جاي خود را به جوش كه پيوسته در حال پيشرفت است مي دهد. بعد جوش بوسيله محاسبه تعيين مي گردد و بستگي به قطر قطعاتي دارد كه بوسيله جوش به همديگر متصل مي شوند ولي در هر حال نبايد از 6 ميليمتر كمتر باشد. در موقع انتخاب الكترود جوشكاري بايد دقت كافي به عمل آيد و الكترودي انتخاب بشود كه متناسب با جوشكاري بوده و بعد لازم را به راحتي ايجاد نمايد. همچنين بايد توجه نمود تا آمپر دستگاه به نحوي انتخاب گردد كه قادر به ذوب نمودن الكترود باشد. حداقل قطر الكترود جوشكاري براي اسكلت فلزي 4 ميليمتر پيشنهاد مي گردد . بايد دقت شود كه جوشكاري در كليه قسمتها يكنواخت بوده و با بعد مساوي انجام گردد و به اصطلاح زنجيره اي باشد.

بهتر است تا آنجا كه ممكن است جوشكاري روي زمين به طور افقي روي قطعات انجام شده آنگاه قطعه در محل خود نصب گردد تا امكان جوش معمولي وجود داشته باشد و از جوش سر بالا و يا سرازير و معكوس تا آنجا كه ممكن است خودداري گردد زيرا براي اين نوع جوشكاري ها احتياج به كارگران ورزيده ميباشد كه استفاده از وجود آنها در تمام كارگاهها مشكل است. در ساختمانهاي مهم و يا جوشكاريهاي حساس مخصوصاً وقتيكه جوشكاري براي آب بندي به كار مي رود بعد از اتمام هر قسمت از جوشكاري جوشهاي داده شده بوسيله دستگاههاي مخصوص با اشعه ايكس عكس برداري شده و كنترل مي گردد.

 

· لچكي يا ورق پشت بند

اگر ممانهاي وارده در پاي ستون زياد باشد و احتمال خم شدن نبشي ها در محل اتصال ستون با صفحه زير ستون وجود داشته باشد دو يا سه قطعه تسمه به صورت لچكي بين دو بال نبشي قرار داده و بخوبي جوش مي دهند تا از خم شدن نبشي جلوگيري نمايند از اين قطعات لچكي در نبشي هاي زير سر پلها كه داراي بار زياد مي باشد نيز استفاده مي گردد ضخامت اين لچكي ها در حدود 10 الي 12 ميلي متر مي باشد.

 

سقفهاي تيرچه و بلوك :

اجزاء تشكيل دهنده سقف تيرچه بلوك :

تيرچه :

متداولترين نوع تيرچه در ايران تيرچه هاي بتني مي باشد كه با قالب سفالي و يا بدون قالب سفالي تهيه و عرضه مي گردد . تيرچه هاي معمولي با خرپا مسلح مي باشند . خرپا از سه قسمت تشكيل مي شود:

الف) ميله گردهاي كف خرپا مي باشند كه تعداد و قطر آنها طبق محاسبه بدست مي آيد و بايد از لحاظ طول و تعداد و نوع ميله گرد (ساده يا آجردار) كاملاً مطابق نقشه باشد. كليه ممانهاي مثبت تيرچه به وسيله همين ميله گردها تحمل مي شود. با توجه به اينكه اغلب مهندسين محاسب براي صرفه جويي طول يك يا چند ميله گرد را كوتاه تعيين مي نمايند اين ميله گردها بايد درست در وسط طول تيرچه ( محل ممان مثبت بحراني) قرار گيرد. براي اينكه اين ميله گردها در موقع بتن ريزي جابجا نشود بهتر است آنها را بوسيله يك يا چند ميله گرد عرضي به همديگر جوش بدهيم.

ب) ميله گردهاي فوقاني خرپا كه از ميله گرد 8 يا 10 و يا 12 آجدار بوده و داخل بتون سقف و ميله گردهاي حرارتي قرار مي گيرد.

ج) آنگاه ميله گرد مارپيچ يا ميله گرد مهاري خرپا است كه ميله گرد كف را به ميله گرد فوقاني متصل مي نمايد . خرپاي بعضي از تيرچه ها از ورق و يا تواماً از ورق و ميله گرد مي باشد ولي متداولترين نوع خرپا از ميله گرد ساخته مي شود اين خرپا را در داخل قالب فلزي و يا سفالي قرار مي دهند ، آنگاه بتوني با عيار 400 يا 450 كيلوگرم سيمان و مصالح سنگي ريز دانه تهيه نموده و قالب را كه در حدود 10 سانتي متر پهنا و 4 سانتي متر ارتفاع دارد از اين بتن پر كرده و بوسيله ميز لرزان آنرا ويبره مي نمايند. اگر قالب فلزي باشد بعد از سخت شدن بتن آن را از قالب جدا كرده و چند روزي در حوضچه هاي آب قرار داده آنگاه به بازار عرضه مي كنند ولي اگر قالب سفالي باشد اين قالب هميشه همراه تيرچه خواهد بود. در هر حال چه قالب سفالي و چه قالب فلزي باشد تيرچه بايد چند روز در حوضچه هاي آب قرار گيرد . اگر از قالب سفالي استفاده مي شود بهتر است قبل از بتن ريزي آن را در حوضچه هاي آب قرار داده تا كاملاً زنجاب شود زيرا در غير اين صورت آب بتن مجاور خود را مكيده و آنرا پوك مي نمايد . در موقع بتن ريزي تيرچه ، بهتر است خرپا را قدري در محل خود جابجا كنيم تا مطمئن شويم كه كليه ميله گردهاي تحتاني آن داخل بتن واقع شده و كاملاً در بتن غرق مي باشد . بعضي از تيرچه هاي بتني پيش تنيده مي باشد كه معمولاً داراي مقطعي سپري شكل بوده و فاقد ميله گرد فوقاني و همچنين ميله گرد فوقاني مارپيچ مي باشد. ميله گردهاي تحتاني اين نوع تيرچه ها را قبل از بتن ريزي با روش خاص و وسائل مخصوص كشيده آنگاه بتن ريزي مي نمايند و تا سخت شدن كامل بتن آن را در حال كشش نگاه مي دارند . به اين نوع تيرچه ها اصطلاحاً تيرچه بتني پيش تنيده مي گويند.

 

بلوك :

بلوكهاي مورد استفاده در سقف هاي تيرچه بلوك معمولاً بتني يا سفالي است و هيچ گونه باري را تحمل نمي نمايد و فقط به عنوان قالب مورد استفاده قرار مي گيرد . بلوك هاي سفالي از لحاظ وزن سبك تر بوده و بار كمتري را به ساختمان وارده مي نمايد . عرض بلوكها معمولاً 40 سانتي متر بوده گاهي نيز آنها را تا 60 سانتي متر هم مي سازند و ارتفاع آن تابع ضخامت سقف و بار سقف بوده و بين 20 تا 25 سانتي متر است. بلوك بايد طوري طرح شود كه به راحتي قابل حمل و نقل بوده و روي تيرچه قرار بگيرد.

بلوكها داراي لبه اي هستند كه بوسيله آن بر روي تيرچه قرار مي گيرند اگر از تيرچه با قالب سفالي استفاده مي شود بهتر است از بلوك سفالي نيز استفاده گردد. زيرا بعلت هم رنگ بودن مصالح بعد از سفيد كاري روي سقف ايجاد سايه نمي نمايد.

 

ميله گردهاي ممان منفي :

با فرض اينكه تكيه گاه تيرچه ها گيردار فرض ميشود در محل تكيه گاه مماني ايجاد
مي گردد كه مي بايد بوسيله ميله گردي تحمل شود به اين لحاظ اگر دو عدد تيرچه به يك تير ختم شود ميله گرد فوقاني تيرچه ها را بوسيله قطعه ميله گردي به طول 2 الي 5/2 متر به همديگر متصل مي نمايند قطر اين ميله گرد بوسيله محاسبه تعيين مي گردد و معمولاً از ميله گردي به قطر 8 يا 10 يا 12 استفاده مي گردد. در آخرين دهانه كه تيرچه به يك تير ختم مي گردد نيز ميله گردي را بصورت گونيا خم نموده و قسمت كوتاه را داخل آهنهاي تير يا ميله گردهاي تيربتني قرار  داده و قسمت مستقيم را روي ميله گرد فوقاني تيرچه گذاشته و چند جاي آنرا با سيم آرماتوربندي مي بندند به اين قطعات ميله گرد ممان منفي مي گويند.

 

 

ميله گرد حرارتي :

بعد از اتمام سقف و گذاشتن كليه آهن ها يك سري ميله گرد در جهت عمود بر ميله گردهاي بالاي تيرچه به فاصله تقريبي 25 الي 40 سانتي متر قرار مي دهند قطر اين ميله گردها به وسيله محاسبه تعيين مي شود و معمولاً ميله گردي با قطر 6 يا 8 يا 10 ميلي متر مي باشد به اين آهن ها ميله گرد حرارتي مي گويند اين ميله گردها بايد به كليه آهنهاي تيرچه با سيم آرماتوربندي بسته شود.

كلاف عرضي : از دهانه 2/4 متر به بالا در وسط دهانه بين بلوك ها ( عمود بر تيرچه )فاصله اي در حدود حداقل ده سانتي متر قرار مي هند و زير اين فاصله را تخته اي قرار داده و درون اين فاصله حداقل 2 ميله گرد به قطر 10 ميلي متر يكي بالا و يكي پائين قرار مي دهند ميله گرد بالا را به ميله گردهاي بالايي تيرچه مي بندند و ميله گرد پايين را هم به آهنهاي مارپيچ تيرچه متصل مي نمايندو اين فضا بعد ازآنكه بوسيله بتن پر شد مانند تيرعمود برتيرچه ها قرار گرفته و در مقابل ممانهاي وسط تيرچه مقاومت خواهد نمود و براي دهانه هاي بيش از 6 متر دو عدد كلاف عرضي با فاصله هاي مساوي در نظر مي گيريم . براي اطمينان بيشتر بهتر كلاف عرضي را از دهانه 5/2 متر به بالا ايجاد نمائيم.

 

قلاب اتصال :

در ساختمانهايي كه اسكلت آن فلزي است ميله گردهاي تيرچه روي نيمي از بال پل قرار مي گيرند كه پهناي آن در حدود 2 تا 3 سانتي متر مي باشد . در شرايط عادي اين تكيه گاه كافي است ولي اگر سقف در اثر نيروي زلزله جابجا شود تيرچه از تكيه گاه خود خارج شده و سقف سقوط خواهد كرد. براي جلوگيري از اين عيب ميله گردهايي را كه قطر آن بوسيله محاسبه تعيين مي شود و معمولاً از ميله گردهايي به قطر 12 يا 14 ميليمتر استفاده مي شود خم نموده و بوسيله آن تيرچه و آهن را به همديگر متصل مي نمايند. گذاشتن اين قلابها براي ساختمانهايي كه اسكلت آن فلزي است الزامي مي باشد و بهتر است براي ساختمانهاي بتني نيز گذاشته شود.

 

بتن :

پس از چيدن تيرچه و بلوك و بستن آرماتورهاي تيرها و بستن ميله گردهاي ممان منفي و ميله گردهاي حرارتي و گذاشتن قلابهاي اتصال اقدام به بتن ريزي مي نمائيم قبل از بتن ريزي بايد يك بار ديگر كليه آرماتورهاي سقف كنترل شده و مخصوصاً فاصله آنها از يكديگر و اتصال آنها به همديگر بازديد شود و در صورت بي عيب بودن كار اقدام به بتن ريزي مي نمائيم . بهتر است برنامه ريزي طوري انجام شود كه كليه بتن سقف در يك روز ريخته شود اگر بعللي اين كار ممكن نشد بايد محل قطع بتن با نظر مهندس محاسب باشد. محل قطع بتن بهتر است روي بلوك ها باشد نه روي تيرها و شاه تيرها.

در موقع بتن ريزي تيرهاي اصلي و فرعي بايد حتماً از ويبراتور استفاده شود. بايد دقت شود كه فاصله بين بلوك ها كه تيرچه قرار دارد از بتن كاملاً پرشود. ضخامت بتن روي سقف بايد يكنواخت بوده و بايد در ضمن بتن ريزي و قبل از آنكه بتن كاملاً سخت شود روي آن بوسيله ماله كشي تخت گردد. حداقل ضخامت بتن روي بلوك 5 سانتي متر است براي سهولت كار در حين ماله كشي اين ضخامت را بوسيله يك قطعه آجر كه معمولاً ضخامت آن 5 سانتي متر است كنترل مي نمايند.

 

1. مقدمه

ساختمان مورد نظر يك ساختمان چهار طبقه و هشت واحدي واقع درزنجان  مي باشد.

ساختماني كه آغاز عمليات آن از اواسط خرداد ماه 1388 آغاز شده است.

مدت خاكبرداري 1 روز و مدت پي ريزي 8 روز و همچنين مدت اسكلت بندي اين كارگاه در حدود 45 روز مي باشد.

البته آغاز دوره كارآموزي براي اينجانب پس از اسكلت بندي مي باشد. كليات ساختمان متشكل از هشت واحد مسكوني در 5 طبقه و يك طبقه پاركينگ مي باشد.

مساحت كل بنا 1200 متر مربع مي باشد و هر واحد مسكوني در حدود 80 متر مربع است جهت اين واحدها شرقي است و از طرف غرب نيز داراي پنجره مي باشد.

اين ساختمان داراي 23 ستون مي باشد كه البته نوع آنها بسته به محاسبات متفاوت است. اين ساختمان فلزي است. ارتفاع آن از كف زمين 16 متر است.

حال موارد و رويدادهاي ساختمان به طور مشروح در بخشها و بندهاي جداگانه توضيح داده مي شود.

 

2ـ ستونها :

ساختمان مورد نظر از 23 ستون تشكيل يافته است. ستونها طوري طراحي شده اند كه از كف تا بالا يك تيپ مي باشد و تيپ ستون در طبقات تغيير نكرده است. ستونها شامل تير تيپ 14،16،18 است كه به صورت هاي گوناگوني به كار گرفته است. بيشتر ستونها به صورت دو تيرآهن كه با تسمه اتصال با فاصله به هم وصل شده اند مي باشد. تسمه هاي اتصال همگي به صورت موازي است و از تسمه هاي مورب استفاده نشده است.

در كل ساختمان هيچ ستوني كه متشكل از ناوداني باشد به چشم نمي خورد . همچنين همانگونه كه اشاره گرديد در هيچ كجاي ستون شاهد تقليل ضخامت آن نمي باشيم . اگر يك ستون را از كف مورد بررسي قرار دهيم مشاهده مي كنيم كه اين ستون به وسيله ورق بست به صفحه پليت اتصال يافته است و همچنين در پاي هر ستون شاهد چند لچكي (دو يا سه عدد ) مي باشيم اتصال ستون به صفحه زير ستون نيز به وسيله جوش صورت گرفته است الكترودهاي مورد استفاده الكترود شماره 4 است.

در اتصال ستون به صفحه زير ستون از نبشي استفاده نشده است. همچنين از پاي ستون تا ارتفاع هاي متفاوت اعم از (90/2+) –(20/2+) صفحه هاي سرتاسري تقويتي استفاده شده است.

ستونها در ارتفاع هاي بالا بوسيله وصله به هم متصل شده اند وصله هايي كه هم در جان تير و هم در بال وجود دارند. اندازه اين وصله ها ، ضخامت و طول آنها با هم قدري متفاوت است. در اتصال ستونهاي طبقات بالا با تيرها از نبشي و لچكي استفاده شده است كه شامل يك يا دو لچكي و سه يا چهار نبشي مي باشد. همانطور كه مي دانيم لچكي ها براي جلوگيري از خم شدن نبشي در محل اتصال است. ستونها داراي نقش مهمي در ساختمان هستند در حقيقت ستون انتقال دهنده بار مرده و زنده ساختمان به پي است و اگر به خوبي طراحي نشده باشد صدمات جبران ناپذيري به ساختمان وارد مي كند ، ستونها به گونه هاي متفاوتي طراحي مي شوند كه شامل دو تير ، سه تير ، دو ناوداني يا چهار نبشي و … مي باشد، در ساختمان مورد نظر فقط از ستونهايي كه شامل دو يا سه تيرآهن مي باشد استفاده شده است.

 

3ـ تير يا پل :

تير يا پل در ساختمان نقش مهمي را عهده دارند . تيرهاي اصلي ، انتقال دهنده بار ساختمان به ستونها است.

تيرهاي ساختمان نيز متناسب با بار وارده و فاصله دو ستون از هم طراحي و محاسبه مي شوند. در اين ساختمان تيرهاي با IPE هاي متفاوت به چشم مي خورد كه شامل IPE27 – IPE24 – IPE22 – IPE20 – IPE18 – IPE16 – IPE14 است. تير مي تواند به طرق مختلف به ستون اتصال يابد يكي از حالات اين است كه تير به جان ستون منتهي گردد و يا اينكه به بال ستون ختم گردد. در اين بنا تيرها اغلب به بال و جان ستون ختم مي شوند . هيچ تيري از ميان ستون عبور نمي كند. تيرها همگي بوسيله نبشي كه بعضاً هم نبشي زير سري و هم بالا سري است به ستون وصل مي گردد ودر پاره اي تيرها لچكي نيز به آن اضافه مي گردد.

نحوه اتصال تير به ستون بدين ترتيب است كه ابتدا  از تيرهاي طبقه اول آغاز نموده ، به ستونها وصل مي كنند و سپس به تدريج بالا مي روند و تيرهاي طبقات بالا  را نصب مي كنند . در اتصال تير به ستون بايد توجه شود كه فاصله اي بين تير و ستون ايجاد نشود . اين امر به علت عدم دقت كافي در اجرا و مشكلات اجرايي به وجود مي آيد كه موجب كاهش تكيه گاهي مي شود و بايد به نحوي جبران گردد.

براي اتصال بهتر و راحت تر و همچنين اصولي تير به ستون نبشي ها را قبلاً در ستون در جاي خود جوش مي دهند و نصب مي كنند تا هم از جوش سربالا جلوگيري شود و هم اجراي كار بهتر و سهل تر گردد. براي جوش دادن دهانه تير به ستون و در قسمت جان آن از صفحه هاي تقويتي نيز استفاده مي شود كه در ستونهاي گوناگون اين امر مشاهده گرديده است . هيچ تيري از تيرهاي اين ساختمان به صورت لانه زنبوري نمي باشد، در بعضي از محل ها كه تيرچه ها به تير ها اتصال مي يابد آنها را هم سطح از بالا قرار داده اند تا شكل ظاهري آن قسمت به هم نخورد.

 

4ـ تيرچه :

تيرچه داراي انواع گوناگوني است كه متداولترين آنها تيرچه بتني است كه اين تيرچه بتني با قالب سفالي يا بدون آن تهيه مي گردد . تيرچه بتني كه در قالب تهيه مي گردد دو نوع قلابي و زيگزاگي است، تيرچه هاي مورد استفاده در ساختمان مورد نظر ما تيرچه هاي زيگزاگ است. اين تيرچه ها داراي دو ميلگرد در كف و يك ميله بالايي و همچنين ميله گرد خرپا مي باشند كه در خود محل كارگاه ساخته مي شوند. اين تيرچه ها در قالب فلزي تهيه مي شوند . روش كار بدين صورت است كه ابتدا ميلگرد تيرچه ها را در محل به گونه اي قرار مي دهند كه
ميلگرد بالايي تيرچه در محل مشخص شده قرار بگيرد سپس آن را به دو ميلگرد كف توسط ميل گردهاي مهاري خرپا جوش مي دهند . بعد از آن كل آنها را به داخل قالبها گذاشته و بتن را داخل قالب مي ريزند. تيرچه ها به مدت 7 روز در قالب مي ماند وسپس از قالب جدا مي گردد ، بعد از آنكه از قالب جدا شد به صورت منظم به روي يكديگر چسبيده شده و معمولاً آب پاشي مي كنند . تيرچه هاي آماده شده را به محل مورد نظر انتقال مي دهند و به بالاي تيرها مي برند ، چگونگي نصب تيرچه بدين گونه است كه متناسب با فاصله دو تير ، اندازه تيرچه ها تهيه مي گردد سپس ميل گردهاي پاييني تيرچه را بر روي لبه داخلي جان تير قرا ر مي دهند . تيرچه ها در حد فاصل يك بلوك قرار دارند . وقتي كه اولين تيرچه در جاي خود نصب شد تيرچه بعدي را به طور تقريبي در جاي خود قرار مي دهند و بعد بلوكي را در دو طرف دهانه تيرچه جاي مي دهند . اين دو بلوك نشانگر فاصله تيرچه ها در ابتدا و انتهاي تيرچه است كه ما بقي بلوك ها نيز به طور مناسب در جاي خود قرار مي گيرند . در نصب تيرچه ها نيز نياز به چوب بست و شمع مي باشد. فاصله چهار تراشها تقريباً 1 الي  5/1 متر است كه توسط شمع محافظت و نگهداري مي گردد . اين كار را بدان علت انجام مي دهند كه بتن ريزي مقدور گردد. شمع ها هم به صورت فلزي مي تواند باشد و هم به صورت چوبي .

محل قرار گرفتن شمع بايد محكم و سفت باشد و دچار سستي و لغزش نگردد. معمولاً اندازه شمع ها قابل تنظيم است. در شمع هاي فلزي به وسيله جك و در شمع هاي چوبي بوسيله قوه اين كار صورت مي گيرد . بدين ترتيب بعد از نصب و قرار گرفتن شمع اگر ارتفاع آن كم باشد گوه را بيشتر ضرب خورده به زير مي بريم و اگر ارتفاع زياد باشد با هدايت گوه به سمت خارج ارتفاع را كم مي كنيم.

در دهانه هاي بيش از 2/4 متر در وسط دهانه عمود بر جهت تيرچه ها فاصله اي در حدود 10 سانتي متر ايجاد مي كنند و در اين فاصله دو ميل گرد قرار مي دهند . يكي در بالا و ديگري در پايين و آن را در بالا به ميله بالايي تيرچه و در پايين به ميله هاي مارپيچ متصل مي كنند . بعد از آن داخل آن را با بتن پر مي كنند. اين كار باعث مي شود كه عرض بمانند تيري عمود بر تيرچه ها قرار گيرد و موجب مقاومت در برابر نيروهاي وارده بر وسط تيرچه گردد. بعد از آنكه كار جاگذاري بلوك ها به پايان رسيد و تيرها در جاي خود محكم قرار گرفتند يك سري ميل گرد در جهت عمود بر ميل گرد بالاي تيرچه با فاصله تقريباً 40 سانتي متر كه به آن ميل گرد حرارتي مي گويند نصب مي كنند. ميل گرد حرارتي نقش حفاظت از تيرچه ها و سقف در مقابل حرارت و برودت و انقباض و انبساط را دارد ودر حقيقت كل سيستم را يكپارچه مي نمايد.

 

5ـ بلوك :

بلوك هيچ باري را تحمل نمي كند و فقط براي پر كردن فضا است. ممكن است بلوك بتني يا سفالي باشد . بلوك سفالي سبك تر است و بار كمتري هم به ساختمان وارد مي كند. در اين ساختمان نيز بلوك سفالي به كار رفته است. در دو طرف بلوك لبه هايي براي قرار گرفتن روي تيرچه ها وجود دارد.

6ـ ديوار :

پس از انجام مراحل فوق نوبت به ديوار كشي ساختمان مي رسد . ديوار نقش هاي متفاوتي در ساختمان دارد. ديوار نقش جلوگيري از نفوذ عوامل جوي ، عايق صوتي ، حرارتي ، انتقال بار و تحمل بار و … را عهده دار است . به نظر به كاربرد ديوار ، ديوارها داراي نوع ها و اندازه هاي گوناگون مي باشند و بعضاً بر حسب مصالح به كار گرفته شده نيز داراي اسم هستند. ممكن است ديوار به صورت آجري و يا سفالي  به كار رود. با توجه به اينكه در اين نوع ساختمان ها ديوارهاي مورد نظر باربر نمي باشند ، لزومي براي داشتن ديوارهاي با عرض زياد نيست.

در اين بنا هم ديوار آجري به كار رفته است و هم ديوار سفالي . ديوارها بايد به گونه اي ساخته و اجرا بشوند كه شبكه هاي آبرساني ، كانالها ، لوله ها و … به آن آسيب نزنند و موجب تخريب ديوار نگردد. همچنين نبايد در حين اجراي كار ، به بخشهاي مختلف ديوار ضربه وارد گردد و موجب خرابي ، شكستگي و … ديوار گردد. بعضاً ممكن است كه ديوار فقط نقش جدا كننده و حائل را داشته باشد اما در قسمتهايي از ساختمان ديوار عهده دار وظايف ديگري نيز مي باشد مثلاً در سرويسها و آشپزخانه ديوار بايد از نفوذ رطوبت جلوگيري كند. نفوذ رطوبت در ديوار موجب سستي و پس از مدتي باعث از بين رفتن آن مي شود همچنين رطوبت باعث خرابي رنگ ديوار مي شود.

ديوارهاي ساخته شده در اين مجموعه 22 سانتي متري مي باشند كه بيشتر براي جلوگيري از نفوذ صدا و سرما و گرما در نظر گرفته شده است در پاره اي از موارد نيز ديوار 11 سانتيمتري مشاهده مي شود كه بسياركم است و فقط براي جدا كردن فضاهاي داخلي واحدها ميباشد.

 

7ـ بادبند :

ساختمان هاي فلزي اگر داراي بادبند باشند در مقابل باد و زلزله مقاومت بيشتري از خود نشان مي دهند . بادبند داراي اشكال متفاوت و گوناگون است.

در بيشتر ساختمان ها بادبندهايي مورد استفاده قرار مي گيرند كه به صورت ضربدري در بين دو ستون قرار مي گيرند . در ساختمان مورد نظر از ناوداني استفاده شده است . معمولاً سطح جوش در بادبندها به اندازه كافي نيست به همين خاطر در محل اتصال ستون به بادبند ، صفحه هايي جوش مي دهند كه موجب افزايش جوش و افزايش استحكام بادبند مي شود.

 

8ـ گچ خاك :

پس از آنكه ديوارهاي ساختمان ساخته شد شروع به گچ خاك نمودن ديوارها مي كنند . گچ خاك از مخلوط كردن گردگچ و خاك رس با آب تشكيل مي شود ملات گچ خاك ملاتي كم هزينه و سبك است كه براي پوشاندن سطح رويه ديوار استفاده مي شود . ملات گچ خاك باعث پوشاندن دريچه ها و فضاهاي بين آجرها در ديوار مي گردد . گاهي اوقات نيز ممكن است به دليل ضربه ها بخشهايي از ديوار تخريب گردد. البته اين امر قابل قبول نيست ولي اگر جزئي باشد اين فضاهاي خالي ايجاد شده توسط گچ خاك پوشانده مي شود. در اجراي گچ خاك بايد دقت شود كه سطح ايجاد شده سطحي صاف و صيقلي باشد تا گچ زدن و سپس رنگ زدن به راحتي امكان پذير باشد و پس از كار ، ديوار موجدار به نظر نيايد. در هنگام اجراي گچ خاك بعضي از فضاها بايد در نظر گرفته شود. مثلاً فضاي لوله ها و تأسيسات و يا برق و … و نبايد پس از گچ كاري نهايي (گچ سفيد) مجدداً شروع به شكافتن آن كرد.

 

9ـ تأسيسات :

تأسيسات ساختمان بايد به گونه اي باشد كه پس از اجراي آن صدمه اي به ساختمان و همچنين مشكلي براي ساكنان ايجاد نكند . تأسيسات مي تواند شامل سيم برق ، آب و تهويه ساختمان شود.

 

1ـ9ـ برق :

كارهاي برق ساختمان بايد در دو نوبت اجرا گردد كه بخشي مربوط به قبل از عمليات بتن ريزي سقف و ديوار كشي است و بخشي ديگر به پس از ديوار كشي مربوط مي شود. در هر حال كارهاي برق ساختمان بايد به گونه اي باشد كه از لحاظ ايمني بسيار دقت گردد به ويژه در ساختمان هاي فلزي . چون كوچكترين بي احتياطي صدمات جبران ناپذيري وارد خواهد ساخت. استفاده از لوله هاي خرطومي يا لوله محافظ سيم برق در كار ضروري است. همچنين اين لوله ها و محافظ ها نبايد بر اثر اجراي كار دچار زدگي و شكستگي گردد.

محل كليدها و پريزها بايد ويژگي خاص خود را داشته باشد مثلاً كليدها بايد حتي المقدور نزديك درب ورود و خروج باشد تا در هنگام وارد شدن و خارج شدن به راحتي قابل استفاده باشد همچنين پريزهاي برق بايد فاصله بيشتري از كف ساختمان داشته باشد . پريز تلفن تقريباً در فاصله 30 الي 40 سانتي متري از كف جاگذاري شود. استفاده از سيم و محافظ فرسوده به هيچ عنوان توصيه نمي شود .

 

2ـ9ـ آب :

لوله هاي آب و فاضلاب به گونه اي در ساختمان تعبيه و نصب مي شود كه مورد ديد نيست و بعضاً ممكن است دسترسي به آن مشكل باشد به همين دليل بايد در اين سيستم دقت فراواني كرد.

در سيستم آبرساني اين مجتمع از لوله هاي پليمر استفاده شده است . لوله هايي كه كاركرد با آن راحت است و نصب اتصال آنها سهل ، اين لوله ها ويژگي خاص خود را دارند مثلاً به راحتي كنار هم نصب مي شوند و ديرتر فرسوده مي شوند . نياز به دستگاههاي برش عظيم و بزرگ و دست و پا گير ندارد . سبك هستند و كار با آنها راحت است همچنين عمر آنها نسبت به لوله هاي فلزي بيشتر مي باشد.

 

 

 

3ـ9ـ فاضلاب :

فاضلاب دستشوئي ، حمام و توالت بايد به چاه حفر شده در ساختمان هدايت شود بنابراين نياز به لوله هايي براي اين كار مي باشد. براي انتقال فاضلاب ساختمان به چاه از لوله هاي مختلفي استفاده  شده است كه قطر آن متناسب با تعداد واحدها و ظرفيت مورد نظر است. لوله هاي فاضلاب مي تواند نقش مهمي در جهت بهبود هواي ساختمان و يا بد كردن آن داشته باشد . اگر در تعبيه لوله ها دقت صورت نگيرد بوي فاضلاب موجب آزار و اذيت ساكنين خواهد شد. براي جلوگيري از نفوذ بوي فاضلاب به ساختمان معمولاً از لوله اي به نام هواكش استفاده مي كنند ، اين لوله باعث مي شود كه هواي داخل لوله فاضلاب توسط اين لوله به خارج از آن انتقال يابد . لوله هواكش بدين گونه است كه اين لوله را در جاي مناسبي از لوله هدايت فاضلاب قرار مي دهند و امتداد آن را در انتها كه در بام است ودر هواي آزاد ، قرار مي دهند ، بايد در محل جا دادن لوله هواكش دقت كرد. مثلاً اگر لوله هواكش قبل از لوله (دستشويي ) قرار داده شود باعث مي شود كه از نفوذ هواي دستشويي به بيرون جلوگيري كند. استفاده از سيفون در لوله هاي فاضلاب توالت ضروري است ، سيفون در حقيقت با ايجاد فضاي خاص موجب عدم نفوذ بوي نامطبوع به داخل ساختمان مي شود.

براي ظرفشويي و دستشويي استفاده از سيفون توصيه نمي گردد چون پس از مدتي اين سيفون توسط اجرام و … پر مي شود و نياز به پاك كردن دارد كه اين كار به دليل قرار گرفتن سيفون در داخل ديوار منطقي نيست و بايد بوسيله بادگيري تخليه گردد كه آن نيز موجب آزار خواهد بود. همچنين وجود سيفون در لوله دستشوئي و ظرفشويي باعث مي گردد كه صدايي شبيه صداي ريختن آب از ارتفاع بالا در لوله ايجاد شود در اين موارد خود سيفون ظرفشويي و  دستشوئي مي تواند كارايي مفيد و خوبي داشته باشد. براي تهويه هواي حمام نيز داكتي در نظر گرفته شده كه هم لوله هاي هواكش از آن عبور مي كند و هم محلي براي تهويه هواي حمام است.

 

4ـ9ـ كانال كولر:

براي زيبايي نماي ساختمان و عدم آسيب زدن به آن سعي مي شود كه كولر ها را در بام تعبيه كنند. اين كار همچنين موجب دسترسي راحت تر به كولرها هم مي شود. براي انتقال هواي خنك كولر به واحد نياز به كانال مي باشد. كانال هاي كولر نقش انتقال دهنده هواي مطبوع به ساختمان را دارند. با توجه به فضاي اشغال كننده كانال ها بهتر است كه حتي المقدور از به كارگيري آن در معرض ديد جلوگيري شود. به همين خاطر استفاده از فضاهاي مرده و دور از ديد  بسيار مناسب است. در ساختمان مذكور براي اين امر از محل كمدها استفاده شده است و كانالها از داخل كمد عبور داده شده اند. در بعضي قسمت ها مانند راهرو ، از رابيتس نيز استفاده شده است. در دور كانال قالب چوبي به اندازه هايي كه كانال را احاطه كند به چشم
مي خورد. اين تخته باعث مي شود كه شكل كانال در قسمت بيروني حفظ شود و بر اثر
ضربه اي كه ممكن است در حين اجراي كار بر آن وارد شود تغيير شكل ندهد و همچنين باعث نصب راحت درپوش به آن شود.

10ـ حمل مصالح :

حمل به دو قسم است:

1ـ يك قسم حمل مصالح به محل ساختمان

2ـ دومي قسم حمل مصالح به محل كار در ساختمان .

قسم اول به گونه هاي مختلف صورت مي گيرد . اين امر بيشتر بستگي به مقدار و نوع مصالح دارد. مثلاً در انتقال تيرآهنها و ستون ها و تيرها از تريلر استفاده مي شود ودر محل مصالحي مانند سيمان، ماسه ، شن ، گچ و… اگر به مقدار زياد باشد از كاميون هاي حامل اين وسايل استفاده مي شود در هنگام تخليه مصالح بايد دقت فراواني به عمل آورد و طوري تنظيم نمود كه بهترين و نزديكترين فاصله براي انتقال به ساختمان در نظر گرفته شود. مطمئناً فاصله زياد موجب خستگي نيروي انساني ، اتلاف وقت ، هزينه اضافي و … خواهد شد. مصالح كم و سبك را اگر فاصله آن تا محل ساختمان كم باشد با فرغون انتقال مي دهند . اما براي حمل مصالح و انتقال آن به طبقات ساختمان از بالابر استفاده مي شود. اين دستگاه شامل چهار پايه به صورت خرپا و يك موتور براي انتقال و بالا بردن وسيله و بشكه حمل است. هنگامي كه بشكه يا سبد پر شد آن را قدري به سمت بالا برده و سپس شخصي از پائين آن را طوري نگه مي دارد كه تاب نخورد تا ضربه اي به ديوار هاي ساختمان وارد نگردد . ظرفيت بالاي اين دستگاه 300 كيلوگرم است. در پاره اي موارد هم نه از سبد بزرگ استفاده مي شود و نه از بشكه . بلكه از خود سيم بكسل استفاده مي گردد . معمولاً در حمل تيرهاي سبك و قطعات ديگر از اين امر استفاده مي گردد.

بشكه بالابر بدين گونه است كه از پائين نيز داراي دريچه مي باشد تا هنگامي كه بتن و … پرگشت نياز به تخليه آن از بالا نباشد و از دريچه پائين خالي شود.

بايد توجه كرد كه نبايد بيش از ظرفيت و توان بالابري دستگاه از آن كار كشيد چون به لحاظ ايمني بسيار خطرناك است.

در حمل مصالح به ميزان كم براي بالا بردن معمولاً به وسيله قرقره ، طناب و يك ظرف حاوي مصالح آنها را جابه جا مي كنند.

 

11- آسانسور :

اجراي آسانسور بدين گونه است كه ابتدا يك فضاي  5/1×5/1 ايجاد مي شود . اين فضا در حقيقت محل اتاقك آسانسور است. پس از آماده سازي فضاي مورد نظر ، مرحله ريل گذاري است. اين مرحله بدين صورت است كه در فاصله هاي تقريباً 3/1 متري ابتدا پروفيل را در هر چهار طرف ديوار قرار مي دهد سپس ريلها را در محل مناسب كه قبلاً با توجه به اتاقك آسانسور است به اين پروفيل ها به وسيله پيچ هايي متصل مي كنند . در بالاي بام اتاقكي وجود دارد كه محل كنترل دستگاه بالابر مي باشد و بر روي بتن مسطحي قرار داده مي شود. ظرفيت آسانسور مور نظر 6 نفر مي باشد. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت   توسط س.م.حسینی  |